سبک نویسندگی 1 1 را دوست دارم و تمام کتابهای داستانی کوتاه و بلندش را هم دارم و خواندم. برای داشتن آبی و صورتی هم کلی از سایتهای فروش کتاب را زیر و رو کردم تا اینکه نسخه ای از آن را در سایت آی کتاب پیدا کردم و خریداری کردم.(کلاً این سایت برای پیدا کردن کتابهای نایاب و چاپ قدیم خیلی مفید و کاربردی است)

فکر کنید یکی دو نسل بعد از شما، یکی از نوه نتیجه های شما نویسنده از آب در بیاید و به سرش بزند که داستان زندگی خاندانش را به رشته تحریر در بیاورد.
آبی و صورتی هم روایت یک نوه از زندگی و لحظات تلخ و شیرین خانواده مادری و پدری اش است که در عصر رضاخان می زیستند. کتاب زبانی ساده و شیرین دارد و علاوه بر بیان شیوه زندگی آدمهای آن دوران، بیانگر اتفاقات تاریخی آن دوران هم است (به خصوص صفحات 430 تا 433)
داستان این کتاب به طور یک فصل در میان در زمان حال و گذشته روایت می شود و وجود دو فرشته که به شخصیت اصلی برای نوشتن کمک می کنند باعث بامزه شدن قصه شده است.
بخشی از کتاب آبی و صورتی
با یک دسته کاغذ و چند تا مداد نشستم پشت میز. از آخرین باری که چیزی نوشته بودم، سالها می گذشت. آبی و صورتی که از صبح همه جا دنبال من آمده بودند، دو طرفم نشستند. چاره ای نبود. باید شروع می کردم. می دانستم هر کدام از آنها دلشان می خواهد از کجا شروع کنم. صورتی که خانواده ی مادریم را بیشتر دوست داشت، داستان طلعت و بابا پرتوی را می خواست، و آبی که طرفدار خانواده ی پدری بود، داستان محبوبه و یحیا را. و این را هم می دانستم که اختیارم را به دست هر کدام بدهم، مرا یک راست به آن می کشد که خودش می خواهد؛ و این معمولاً نتیجه ی خوبی نداشت.(ص نوزده)
برچسب:
نویسنده: حمید قاسمیپور