خرید بک لینک

یک هفته پیش برای نوبت گرفتن به سالن آرایشگاهی زنگ زدم. ده بیست دقیقه بعد خانم مسئول زنگ می زند و با لحنی عجولانه و شتاب زده، نوبت را لغو و خبر از اتفاق ناگواری می دهد.

پریروز از جلوی آرایشگاهش رد شدم و بنر فوت برادر کوچکترش را دیدم. ...

برچسب: غیرمنتظره, نویسنده: حمید قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 22:35

صفحه بندی