در کتاب خوف ما با چهار شخصیت روبرو هستیم که هر کدام بخشی از داستان را از زبان خودش روایت می کند. شخصیت اول و اصلی زنی به نام شیدا است. زنی تنها که در کنج اتاقی سکونت دارد و اسیر دست دیوانه ای است.سپس ژینوس و نغمه هستند که در پی فستیوالی با شیدا آشنا و رفیق می شوند. در انتها کاوه هم در داستان حضور دارد.
داستان شروع خوبی دارد که خواننده را ترغیب می کند، اما در ادامه و به خصوص فصلهای پایینی زبان داستان پیچیده و تا حدی خسته کننده می شود.

یکی از ویژگی های این کتاب این است که معلوم نیست آیا این شیدا است که نویسنده بوده و به شرح زندگی خود و سایر شخصیت ها می پردازد یا اینکه کاوه مرد نویسنده ای است که داستان شیدا به قلم اوست؟
داستان خوف جالب و تا حدی پیچیده بوده و به نظر من نویسنده به خوبی و نسبتاً روان آن را روایت کرده است. کتاب به قول نویسنده اش در زمره داستانهای مدرن قرار دارد و درباره ترس ها و تردیدهای یک زن است.
خوف، شیوا ارسطویی، نشر روزنه، چاپ دوم 93، دوازده هزار تومان
برچسب:
نویسنده: حمید قاسمیپور